تبليغاتX
شهاب مقربين
شهاب مقربين
یادداشت بهاء الدین مرشدی

می خواستم دنیا را عوض کنم

بهاء الدین مرشدی

 

در نگاهی به کتاب " رویاهای کاغذی ام " گزیده ی شعرهای شهاب مقربین

بهاء الدین مرشدی / تهران/شهرگان

" اندوه پروازها "، " گام های تاریک و روشن "، " کلمات چون دقیقه ها "، " کنار جاده ی بنفش کودکی‌ام را دیدم "، " این دفتر را باد ورق خواهد زد " عنوان پنج کتابی است که شهاب مقربین در طول دوران شاعرانگی اش، از سال های پنجاه تا کنون چاپ کرده است. گزیده ای از همه ی این کتاب ها در کتابی به نام " رویاهای کاغذی ام " چاپ شده است. این کتاب را موسسه ی انتشاراتی آهنگ دیگر در شمارگان 1100 نسخه در سال 1386 چاپ کرده است.
    به گمان من همیشه گزیده ی آثار یک شاعر می تواند سیر منطقی تحول یک شاعر را از دفتری به دفتر دیگر برای ما بازگو کند و به نمایش بگذارد.
    در کتاب " رویاهای کاغذی ام " این نکته مشخص است که شهاب مقربین در این سال های شاعری زبان ساده ی خود را حفظ کرده است. کلمات او بسیار ساده است. این مساله را می توان از کتاب اول پی‌گیری کرد. او زبانی مستقل و مخصوص به خود دارد و این نکته قابل ذکر است که زبان او تحت تاثیر هیچ دوره ای از دوره های شعر معاصر ایران قرار نگرفته است. دوره ی شعرهای کتاب اول او " اندوه پروازها " با این که در دوره ی تسلط شعر چریکی در ایران نوشته شده است اما تند بودن و شعاری بودن آن دوره را ندارد گو این که کلمات در این کتاب کلی هستند، کلماتی مثل: " شکوفه های زمستانی "، " نسیم "، " در دل دود شب " و...
    در این کتاب کلمات به سادگی رویاهای تحول جویانه ی شاعر را بیان می کنند.
" می خواهم مهتابی باشم
بر پهنای دشت تاریک
دشت بی خرمن
می خواهم مهتابی باشم
وقتی که شب این گونه خالی است
وقتی که تاریکی
این گونه انبوه می شود
در من
می خواهم مهتابی باشم. "
( صفحه ی 26 )
" پهنای دشت تاریک "، " دشت بی خرمن "، " شب خالی "، " تاریکی انبوه " مشابه کلمات  مسلط شعر دهه ی پنجاه هستند. اما آن چه که این شعرها را متفاوت می کند شعاری نبودن آن ها و نوع استفاده از آن هاست. استفاده از همان زبان سرراست و از همه مهم تر شاعرانه.
    در کتاب دوم، شهاب مقربین، شعرهای سال های پیش از انقلاب را در سال 65 چاپ کرده است با عنوان " گام های تاریک و روشن ". در شعرهای گزیده شده ی این کتاب نوعی عاشقانه موج می زند و تنهایی شاعر نیز در این شعرها شروع می شود. شاعران همیشه به گمان من مفاهیم کتاب های اول شان را تکرار می کنند منتها چگونگی و کیفیت آن مفاهیم در سال های مختلف شاعری شان متفاوت است. در این شعرها شاعر تنهاست، همان طور که بعدها در کتاب " کنار جاده ی بنفش... " تنها خواهد بود. اما کیفیت این تنهایی متفاوت است. تنهایی در کتاب " گام های تاریک... " با این مفهوم همراه است که (
آه من تنها هستم ).
" با خود به خامشی رفتن
بی هیچ حرفی
هم چون پرنده ای در شب های بی کسی "
( صفحه ی 39 )
این چنین او در این شعرها تنهاست و عاشقانه هایش را رقم می زند.
" انگار که باد
از دور
گیسوی تو را
میان شب
می جوید. "
( صفحه ی 38 )
همین تنهایی در کتاب " کنار جاده ی بنفش... " هست اما مفهوم تنهایی را می توان در نهفت شعر جست در در رویه ی ابتدایی متن. یعنی شاعر تنهایی اش را فریاد نمی زند.
" دیگر چیزی نمی خواهم
مگر صدای نجوایی
که چیزی بگوید پنهان
پنهان کند سکوت مرا
مثل زمین گورستان
که چیزی نمی خواهد
مگر صدای خش خش برگی از باد "
( صفحه ی 134 )
    شهاب مقربین سومین کتاب شعرش را در سال 1371 چاپ می کند. یعنی در دوره ای دیگر از حیات اجتماعی ایران. زمانی که جنگ و بسیاری از مناسبات اجتماعی دهه ی شصت را پشت سر گذاشته است. اما حیات اجتماعی شعرهای کتاب " کلمات چون دقیقه ها " پر است از پرنده، درخت، برگ، پنجره و باران... اما همین کلمات هستند که اجتماع را به شعرش می آورند. زندگی روزمره را در این شعرها نمی بینیم ولی این به آن معنا نیست که شاعر با اجتماع و اطرافش بیگانه است.
" باران چون فقر بر پیراهنم ریخته است
باران چون فقر به گیسوانم آویخته است
باران چون فقر در خیابان های شهر من جمع شده است
جاری شده است "
( صفحه ی 88 )
و همچنان کلمات ساده هستند. مسایل مطرح شده در شعرها هم مسایل عمیق بشری نیست. همین چیزهای ساده و روزمره ی یک انسان است.
" در کودکی
از کوچه ای گذشتم
که در آن
در نیمه باز بود
و در آن هنگام
آن را در نیافتم "
( صفحه ی 99 )
    چهارمین کتاب شهاب مقربین که جایزه ی شعر کارنامه را نیز از آن خود کرد " کنار جاده ی بنفش کودکی ام را دیدم "، کتابی است با همان مفاهیم کتاب های قبل اما با این تفاوت که کیفیت شعرها بسیار قابل توجه است. بار اندیشه ناکی اثر به میزان قابل توجه رشد داشته است. عاشقانه ها و تنهایی های او در این کتاب دیده می شود با کلماتی همچنان ساده اما مفاهیم، مفاهیمی پیچیده تر هستند. شعرهای این کتاب که در سال 1379 چاپ شده در سال های هفتاد سروده شده است، دهه ای که جریان شعری موسوم به دهه ی هفتاد را با تمام فراز و فرودهایش در خود داشت.
    شعر دهه ی هفتاد معمولا شعری بی معنا و همراه با زبانی پیچیده و گاه غیرقابل فهم بود. شعری که بازی های زبانی را ملاک ارزش شعر می دانست اما نتوانست خود را به دهه ی بعد یعنی دهه ی هشتاد بکشاند و تنها نشانه هایی محو از آن باقی ماند. جریان شعری شهاب مقربین با این که تحت تاثیر این جریان نبود اما می توان گفت که او در همین سال های هفتاد با شیوه ی ساده ی زبانی اش راه را بر خود هموار کرد و خود را تا دهه ی هشتاد پیش کشاند. تخیل به صورت مداوم شعرهای این کتاب را رقم می زند و مدام به مدام ما شاهد تصویر هستیم. این کتاب او را شاعری تصویرگرا نشان می دهد. تصاویری که معمولا در فضایی سرد، زمستانی و پاییزی و نیز توام با تنهایی شکل می گیرند.
" برفی سنگین نشست
درختی زیبا شد
درختی شکست "
( صفحه ی 123 )
شعر بالا در سه خط چند تصویر متوالی را نشان می دهد و فضا نیز فضایی سرمازده تصویر شده است. چنین تصاویری بسیار در این کتاب دیده می شود.
    به گمان من کتاب " کنار جاده ی بنفش... " یکی از موفق ترین کتاب هایی است که در دهه ی هفتاد چاپ شده است. زبان ساده ی این کتاب می تواند جریان ماندگاری را تصویر کند که به دور از زبان بازی و زبان آوری می تواند به راه خود ادامه دهد.
    و کتاب پنجم شاعر که شعرهای تازه ی مقربین را در خود دارد و هنوز به چاپ نرسیده است " این دفتر را باد ورق خواهد زد " که گزیده ای از آن در کتاب " رویاهای کاغذی ام " آمده است. می توان دنیای شعرهای تازه ی مقربین را در این شعر خلاصه کرد.
" می خواستم دنیا را عوض کنم
دنیا عوض شد
اما کار من نبود
می خواستم انسان را دگرگون کنم
انسان ها دگرگون شدند
نه آن گونه که من می خواستم
حالا دیگر
فقط می خواهم
تو را همان گونه که بودی نگه دارم
بی هیچ تغییری
پیچیده در رویاهای کاغذی ام
و تو
می دانم
عوض نخواهی شد
همان گونه که بودی گریزپا
پر طغیان و تغیر
ویران گر
رودخانه ی آتش "
( صفحه ی 187 )
    " رویاهای کاغذی ام " کتاب سیر تحول شاعرانه ی شهاب مقربین است. کتابی که این پیام را در خود دارد که مفاهیم بسیار ساده و زبانی بسیار ساده می تواند تصاویری شاعرانه را تصویر کند و خود را بی هیچ زبان آوری و پیچش های زبانی از دهه ای به دهه ای دیگر بکشاند، از دهه ی پنجاه تا دهه ی هشتاد و از دهه ی هشتاد تا...

 

منبع: هفته نامه ی اینترنتی شهرگان

http://shahrgon.com/fa/news/572.html

|+|  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 18:32     |