تبليغاتX
شهاب مقربين
شهاب مقربين
هنجارگریزی

شهاب مقربين:
تنها نوعي از هنجارگريزي كه در سير طبيعي زايش متن به وجود مي‌آيد، خصيصه‌ي هنري مي‌تواند داشته باشد

 

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز
شهاب مقربين معتقد است كه هنجارگريزي باعث مي‌شود دنيا را دوباره ببينيم.
اين شاعر به خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانش‌جويان ايران (ايسنا)، گفت: هنجارگريزي يك معناي عام و كلي دارد كه مي‌تواند در مباحث مختلف نظري نمودهاي خاصي داشته باشد. معناي عام آن، همان خلاف آمد عادت است كه حافظ هم در شعر خود آورده است. اين معناي عام را فرماليست‌هاي اوليه روس مثل اشكولوفسكي مطرح كردند. اشكولوفسكي مي‌گويد ادبيات كاري مي‌كند كه ما دنيا را دوباره ببينيم به نحوي كه غريبه بنمايد؛ يعني يك نوع غريب‌سازي از دنيا. به عقيده‌ او وظيفه‌ ادبيات همين است.
وي خاطرنشان كرد: به طور كلي، فرماليست‌هاي روسيه راز ادبيت يك متن و تفاوت آن را با متن معمولي، در آشنايي‌زدايي از زبان متعارف و ايجاد تمايز، تقابل و تفاوت ميان عناصر مختلفي كه در يك متن هست، دانسته‌اند.
او با اشاره به اين‌كه ساخت‌گرايان، فرماليست‌ها و ... همه‌گي تعريف‌ها و توجيه‌هات خاص خودشان را از هنجارگريزي و آشنايي‌زدايي دارند، افزود: البته همه آن‌ها در اين هدف مشترك‌اند كه در يك متن ادبي بايد چيزي خلاف آمد عادت مخاطب خلق شود.
وي يادآور شد: برخي نظريه پردازان غرب معتقدند هنجارگريزي در دو سطح مختلف انجام مي‌پذيرد؛ يكي در درون متن كه با ايجاد تفاوت‌ها و برجسته‌سازي ايجاد مي‌شود و ديگري نوعي از هنجارگريزي كه در خود متن اتفاق نمي‌افتد؛ بل‌كه در آن متن نسبت به متون ادبي پيش از خود هنجارگريزي صورت مي گيرد.
به زعم وي: هرگونه تعريفي از هنجارگريزي بايد در رابطه با مخاطب متن در نظر گرفته شود زيرا مخاطبان متن ممكن است در سطوح مختلف فرهنگي باشند و بنابراين برخورد متفاوتي با متن داشته باشند؛ مثلا برجسته‌گي و هنجارگريزي يك متن براي يك مخاطب به دليل تربيت ‌فرهنگي و ذهنيت‌اش از متن ادبي ممكن است به صورت عادت درآمده باشد ولي براي مخاطب ديگر اين‌ گونه نباشد.
مقربين با بيان اين كه هرگونه هنجارگريزي در متن ادبي پس از اين‌كه با مخاطب خودش ارتباط برقرار كرد و از سوي مخاطب پذيرفته شد به نوعي تبديل به هنجار مي‌شود، خاطرنشان كرد: « به هر حال، هر چيز نويي سرانجام محكوم به كهنه شدن است؛ مگر اين‌كه متني هيچ‌گونه ارتباطي با مخاطب برقرار نكند كه در ا ين صورت هم آن را يك متن ناهنجار مي‌ناميم. اتفاقا اين مشكل در برخي آثار توليد شده‌ اخير كه بر اساس نظريه‌هاي جديد توليد مي‌شوند، مشاهده مي‌شود.
او با بيان اين‌كه هرگونه هنجارگريزي در هر متني الزاما هنر نيست، تصريح كرد: « تنها نوعي از هنجارگريزي كه در سير طبيعي زايش يك متن به وجود مي‌آيد، مي‌تواند خصيصه يك اثر هنري را داشته باشد. به عبارت ديگر، فقط با اين هدف كه يك كار هنري انجام داده باشيم الزاما به يك اثر هنري نمي‌رسيم.
وي تاكيد كرد: بخشي از شعر ما كه جدا از فرهنگ شعر ايران و فقط بر اساس نظريه‌پردازي‌هاي فرهنگ‌هاي ديگر به صورت مصنوعي ساخته شده اگرچه گه‌گاه رگه‌هايي از هنر و استعداد در آن ديده مي‌شود، نتوانسته ارتباطي با مخاطب ايراني برقرار كند و فقط به شكل ادعا باقي مانده است. مثلا نيما يوشيج اگر حرفي زد، توانست شعري هم بر اساس آن بياورد كه نه تنها با مخاطب ارتباط برقرار كند بل‌كه در شعر شاعران بعد از خود نيز تاثيرگذار باشد.

|+|  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 18:32     |